دوم ترجمههاي زيادي را كه از يوناني به لاتيني شده بود شرح دادهام. اين ترجمهها در اثناي سدههاي دوازدهم و سيزدهم به اهتمام گروه بزرگي از مترجمان صورت گرفت كه در پيشاپيششان ويلهلم موربكي (سيزدهم ـ 2) قرار داشت.1 در مدرسهٴ قسطنطنيه، كه اندكي پس از تصرف قسطنطنيه به دست صليبيان (1204)، براي مدت كوتاهي در پاريس داير شد، احتمال دارد برخي آموزشهاي يوناني صورت ميگرفته است.2 يك قرن بعد در شوراي وين در دوفينه(1311 ـ 1312) تصميم گرفته شد در پنج دانشگاه رم، پاريس، آكسفورد، بولونيا و سالامانكا كرسي زبانهاي يوناني، عبري، عربي و كلداني تأسيس شود. درست است كه چندان كاري از پيش نرفت و هدف بيشتر تبليغات ديني بود تا علم. ديدار بارلام از دربار ناپل و مذاكراتش با بوكاچيو و پترارك احتمالاً موٴثرتر بود. بارلام دانههاي باروري را كاشت كه ممكن بود در طي زمان جوانه بزند. ترجمههايي كه به اهتمام چند اديب از يوناني صورت گرفت جز اين نبود كه نياز به زبان يوناني را براي ديگران كمتر سازد. سنت آموزش يوناني تا يك نسل بعد آغاز نشد و تا سدههاي پانزدهم و شانزدهم رونق واقعي نيافت.
14. زبانهاي اسلاو
زبانهاي اسلاو در بررسيهاي ما بهندرت نمايان شدهاند. نخست بهتر است شكلهاي غربي آن، يعني چك و لهستاني را بررسي كنيم. قديمترين متن چك به سدهٴ سيزدهم مربوط ميشود و مقارن آغاز سدهٴ چهاردهم (1312) به يك شاهكار ادبي درخور توجه برميخوريم و آن تاريخ
منظوم داليميل است. زبان لهستاني پيشرفت كمتري داشت، تنها يكي دو تا واژهنامهٴ گياهان وجود دارد و تقريباً ديگر هيچ.
شكل جنوبي گويش اسلاوي قديمتر بود و رشد كافي داشت، چون قديس كوريل (نهم ـ 2) از آن براي
ترجمهٴ هفتاد نفري تورات استفاده كرد و اين زبان كه ((اسلاو قديم)) ناميده ميشد، زبان
1. آن ترجمهها در ج 2 ذكر شده است؛ دوازدهم ـ 1، ص 920، دوازدهم ـ 2، 1103؛ سيزدهم ـ 1، 1329؛ سيزدهم ـ 2، 1586.
2. (Rashdall (1, 505, 1936). Abel Lefrance: Histoire du college de France
(p. 3-5, 17, Paris 1893 . قديمترين منشور مربوط به مدرسهٴ قسطنطنيه فرماني است از اينوكنتيوس چهارم، حدود 1243 ـ 1248. هدف، آموزش و غربي كردن ادباي شرقي بود؛ در سال 1286، بيست اديب شرقي در پاريس بودند.
در سال 1362 تنها يك دانشجو مانده بود و ساختمان آن مدرسه، كه درست در قلب پايتخت قرار داشت، پس گرفته شد.